ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۲۵, یکشنبه

گفتگویی با نزدیکان یکی از اعدامیان

گزارشی از : "صدای بی صدایان "در دفاع از محکومان به اعدام و زندانیان غیر سیاسی و خانواده های آنان 
 

 
بنان یحیی نیا
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
مقدمه: گفتگوی ما با این سوالات شروع شد که در واقع سئوالات خواهر اعدامی بود.می‌شود یک سوال بپرسم؟ می‌خواهم بدونم یک شب قبل از اعدام بهشون آمپولی، مورفینی، چیزی می‌زنند؟ که فکرو خیال نکنند؟ نوید دوست من بود که خواهرش برای من تعریف کرد که شب‌ها به خاطر این موضوع اصلا نمی‌خوابه. می‌خواهد ببیند که برادرش خیلی زجر کشیده؟؟؟؟از شنیدن اعدام شدن نوید متاسفم، امیدواریم هرچه زود‌تر اعدام در همه دنیا و مخصوصا ایران متوقف بشود، نه چیزی تزریق نمی‌شود و بعضا پا‌ها به خاطر ترس قفل می‌شود و یا زندانی نمی‌تواند حرف بزند و اعتراض بکند، مثل برق گرفتگی می‌ماند، البته ممکنه استثناء هم باشد، آرام بخشی، چیزی بدهند.یک روز قبل از اعدام که رفتیم نوید را دیدیم درست نمی‌تونست حرف بزند. واقعا برا همچین مملکتی من متاسفم که انقدر راحت جوونارو زجرکش می‌کنند. کاش حداقل نوید گناهکار بود. دلم کمتر می‌سوخت. چقدر طول می‌کشه از وقتی بالای دار می‌رن تا بیهوش بشن؟ ببخشید من انقد سوال می‌کنم. امیدوارم درک کنید. روزو شبمون شده گریه و زاری. همش تو فکرشیم. مخصوصا فکر اون شبی که تا صبح چه جوری تحمل کرد؟لطفا در مورد نوید و همچنین نحوهٔ متهم شدن ایشون توضیح دهید؟ نوید اهل فولادشهر اصفهان بود که ۲۸ بهمن ۹۲ در زندان شهاب کرمان بی‌گناه اعدامش کردند. نوید استاد تکواندو در شهرمان بود و در کنار این کار با ماشین خودش در تاکسی تلفنی محله کار می‌کرد. ماجرا به این صورت شد که در ۲۷ تیرماه ۱۳۹۱ روزی تلفنی به او شد و از وی خواستند که به علت اینکه راننده هست یک ماشین را از کرمان به اصفهان بیاورد و در قبال این کار مبلغ ۱ میلیون تومان دریافت کند. نوید با وجود بی‌اطلاعی این ماشین را به سمت اصفهان آورد که در راه موتور ماشین آتش گرفت و با صاحب ماشین که شخصی به نام ++++ بود تماس گرفت و مالک خودرو به او گفت ماشین را در خاور بگذارد و به اصفهان بیاید و وی نیز با سادگی این کار را انجام داد و در ایست بازرسی مرصاد کرمان ماشین را گشتند و در باک بنزین ماشین ۲۲ کیلو ۳۰۰ گرم هرویین کشف کردند. خلاصه نوید به مدت ۲ ماه در زندان کرمان بود و با کمک کردن به پلیس بعد از دو الی سه ماه، صاحب ماشین و مواد را دستگیر کردند. با وجود تمام خوشحالی ما که خود فرد مذکور اعلام کرد که تمام مواد مال خودش است و نوید بی‌گناه است اما بعد از یک ماه دادگاه اعلام کرد که نوید هنوز باید در زندان به سر برد. متهم اصلی با وجود پول فراوانی که داشت توانست روند رسیدگی به پرونده را عوض کرده و تمام پرونده را بنام نوید تمام کند. خواهر و مادر نوید خیلی دوندگی و تلاش کردند. پدرش را هم دو سالی بود که از دست داده بود. خانواده‌اش متاسفانه وضعیت مالی خوبی نداشتند که بتوانند وکیل بگیرند. هرکجا رفتند برای وکیل حرف از ۲۰۰ میلیون به بالا بود. به رییس جمهور نامه دادند زیرا امکان ملاقات حضوری نمی‌دادند. چندین بار در دیوان عالی کشور اعتراض کردند اما هیچ جوابی ندادند. به ملاقات رییس کل دادگستری حاج آقا توکلی رفتند پس از کلی تلاش اجازه ملاقات گرفتند، تمام مدارک تکواندو و باشگاهی نوید و حتی استشهاد محلی از همه همسایگان و ورزشکاران تیم‌های ذوب آهن و… و امضای رییس شورای شهر را به ایشان دادند با وجود قولی که دادند و خانواده ایشان را خاطرجمع کردند اما کاری نکردند. خلاصه نوید را در روز ۲۸ بهمن بی‌گناه به پای چوبه دار بردند و اعدامش کردند. الان صاحب اصلی بار در زندان به سر می‌برد با وجود اینکه ۲۰ سال حبس فقط به او خورده و شاید دوباره با پول بتواند تا سال دیگر بیرون بیاید. می‌خواهم این را بگویم: امروز صبح بعد از چند ماه انتظار از دفتر ریس جمهوری به خواهرش زنگ زدند و گفتند می‌خواهیم به درخواستتان رسیدگی کنیم. خیلی جالب بود این همه مدت رسیدگی نکردند الان که کار از کار گذشته بود می‌خواستند کاری کنند. خواهش می‌کنم اعلام کنید که نوید بی‌گناه اعدام شد. تنها کاری که می‌تونم برای شاد کردن روحش کنیم همینه. حداقل شاید با این کار جون چند جوان دیگر را نجات دهیم. مملکت ما جوان را نمی‌شناسد. آرزوهای جوانان را نمی‌بیند فقط می‌کشد و اعدام می‌کند….
نوید چند سال داشت و آیا ازدواج کرده بود؟ متولد ۱۳۶۲ مجرد بود ولی سرپرست مادر و خواهرش بود
آیا سو سابقه داشتند؟ اصلا هیچ سابقه ایی
آیا به وجه ۱ میلیون تومان برای کرمان تا اصفهان شک نکرده بودند؟ فکر نمی‌کنم چرا ما هم خیلی شک کردیم که چرا نوید همچین کاری کرد، شاید هم خود نوید از یه چیزی با خبر بود اما هیچ وقت به ما چیزی نگفت و در پرونده هم ادعای بی‌اطلاعی کرده است.
متهم اصلی از اقوام بودند؟ نه از دوستان قدیمی‌اش
متهم اصلی دارای سابقه قضایی است؟ بله، حتی روزی که گرفتنش با ۱۰ گرم شیشه دستگیر شد اما در پرونده اصلا قید نشد دو تا از برادرهای متهم اصلی هم حدودا ۲سال پیش اعدام شدند
آیا شما و یا خانواده‌اش سعی کردید ماجرا رو رسانه ایی کنید؟ به کجا؟ نمی‌دانستیم ما آنقدر مطمن بودیم به بی‌گناهی نوید که همش فکر می‌کردیم بهش عفو می‌خوره
در مورد روند رسیدگی به پرونده و زمانی که حکم اعدام به نوید دادند کمی توضیح دهید؟ حکم اول نوید دقیقا شهریور ماه بود که به خانوادش اعلام شد اما نوید گفت باید اعتراض بزنیم به دیوان عالی و خواهرش هم اینکارو کرد و تا شش ماه هیچ خبری نشد تا ۲ ماه پیش که دوباره حکم دوم به نوید ابلاغ شد نوید در کمال ناباوری دوباره اعتراض زد اما به اعتراضش جوابی ندادند حتی خواهر نوید پیش رییس کل دادگستری هم رفت تا رسیدگی کنند اما رسیدگی نکردند.
بعد از اعتراض آیا دوباره پرونده بررسی شد و نوید به دادگاه رفت؟ نه اصلا نوید رو به دادگاه نبردند و فقط بهش ابلاغ حکم کردند. سوال ما هم همینه پس جواب اعتراض‌های ما چی شد!؟
به شعبه و به قاضی پرونده اعتراض کردید؟ بله به حکمی که دادند اعتراض کردیم خواستار رسیدگی دوباره شدیم اما توجهی نشد حتی به رییس جمهور هم نامه دادیم جوابی ندادند تا ۲روز پیش تازه زنگ زدند برای رسیدگی اما الان؟
بعد از تماس از نهاد ریاست جمهوری ایا اعلام کردید که روند رسیدگی درست نبوده و شما اعتراض داشتید بله گفتند اگه درخواستی دارید حتما به تهران بیایید و ما هم درخواست حکم متهم اصلی را کردیم
در مورد خانواده نوید بگید الان با از دست دادن نان آور خانواده زندگیشان چطور می‌گذره؟
در مورد مادرشان بگید؟ خیلی بد. مادرش افسردگی گرفتن و هر روز از ساعت ۱ بعد از ظهر تا ساعت ۵ عصر سر مزار نوید هستن به گفته خواهرش زندگیمان شده قبرستان توی خونه هم همه جارو تاریک می‌کنیم نوید برای ما تمام زندگیمان بود
به نظر شما مقصر اصلی کیه متهم اصلی یا اجرا نشدن درست قانون؟ متهم اصلی، اون با پول خودش رو نجات داد
فکر نمی‌کنید گناه کسی که با گرفتن پول جان بی‌گناهی رو گرفته بیشتره تا کسی که پول داده؟ نوید توی دفتر خاطرات زندان نوشته که من واقعا بی‌گناهم
ایا نوید و یا خانواده‌اش از لحاظ مالی مشکل داشتند برای زندگی؟ نه زیاد، مستمری می‌گیرند حدودا ۷۵۰ هزار تومان
درباره شب اعدام توضیح می‌دهی؟ چه احساسی داشتی؟ من نرفته بودم اما خواهرش می‌گفت «ما شبی که نوید دیدیم داغون شدیم، نوید نمی‌تونست درست حرف بزنه و خیلی سعی می‌کرد خودش رو کنترل کنه اما گریه کرد
اگه متهم اصلی حکم اعدام بگیره خوشحال می‌شید؟
بله اگه متهم اصلی حکم اعدام بگیره کمی از داغ دل خانواده نوید کم می‌شه
صحبتی برای بقیه که ممکن مشکل شمارو داشته باشند دارید؟
بله می‌خوام بگم فکر نکنید ضرب المثل‌های قدیمی هنوز پابرجاست، ما با خیال اینکه بی‌گناه تا پای دار می‌ره، بالای دار نمی‌ره تکیه کردیم اما نوید بی‌گناه تا پای دار رفت بالای دار هم رفت ما تا صبحی هم که رفتیم جنازه‌اش رو تحویل بگیریم هم هنوز دلخوش بودیم که نوید اعدام نشده ما خیلی امیدوار بودیم که نوید اعدام نمی‌شه همش منتظر عفو از طرف ریس جمهور و عفو ۲۲ بهمن بودیم.
پاینوشت: اعدام برای هیچکس
“صدای بی صدایان “در دفاع از محکومان به اعدام و زندانیان غیر سیاسی و خانواده های آنان

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

برای توقف حکم وحشیانه اعدام در ایران می توان دست به تحصن یا اعتصاب غذا زد


نه به اعدام در ایران

احکام وحشیانه و قرون وسطائی قانون اسلامی اعدام همچنان در ایران ادامه دارد و جان جوانان و فرزندان مردم و جگرگوشه های آنها را می گیرد که می بایست از نظاره گری و صرفا پخش خبر اعدام خارج شد و دست به کنش سیاسی سراسری در خارج از کشور بزنیم و با افزایش فشار از طرف نهاد های حقوق بشری و افکار عمومی مردم جهان به دولت تدبیر و امید که اعدام ها افزایش پیدا کرده است را مجبور کنیم که به جای خنده های ملیح در توافقات هسته ای قبل از آن به تروریسم دولتی و قتل عمد دولتی پایان دهند.در شرایطی که رژیم نیازمند توافقات هسته ای است بهترین فرصت برای طرح مطالبات انسانی و دموکراتیک است. فقط حرکت های سراسری , گسترده و مستمر در شهرها و کشورهای مختلف می تواند تاثیر گذار باشد.حرکت های اعتراضی مانند تحصن و اعتصاب غذا با خواست توقف فوری اعدام ها در ایران در شهر های مختلف می تواند عرصه سیاسی را بر رژیم تنگ کند.هر جریان سیاسی ,افراد  و گروهی می توانند در شهرهایی که نیرو دارند با یک خواست مشترک که همان توقف اعدام ها است اما همزمان با شیوه ای مشترک ولی مستقل حرکتی سراسری را شکل دهند.

نظام جلالی  12.03.2014

محیط زیست آلوده، ناباروری و سقط جنین را برای زنان به ارمغان دارد


مشاور امور زنان سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به چالشهای موجود میان زنان و آلودگی‌های زیست محیطی گفت: محیط زیست آلوده ناباروری، سقط جنین، سرطان و... را برای زنان به همراه دارد.

"شهربانو امانی"، مشاور امور زنان سازمان حفاظت محیط زیست در رابطه با ارتباط زنان و محیط زیست در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا گفت: در این برههٔ زمانی که با شرایط زیست محیطی نا‌مطلوبی روبرو هستیم آلودگی‌های تاثیرات نا‌مطلوبی از نظر روحی و فیزیولوژی مانند، ناباروری، سقط جنین، سرطان و به حداقل رسیدن آستانه تحمل بر روی زنان می‌گذارند و از طرف دیگر تغییر رویکرد زنان در مورد برخی عادات زندگی می‌تواند تحول گسترده‌ای برای حل مشکلات زیست محیطی داشته باشد.

وی افزود: زنان با اجرای رویکرد نوین در خانه و خانواده می‌تواند نقش به سزایی در کاهش آلودگی‌های محیط زیست داشته باشد اگر بانوان قصد کنند که یک درصد از پس ماند‌های خانه گی را کم و یا یک درصد کمتر از کیسه‌های نایلونی استفاده کنند؛ این کار نتایج گسترده و وسیعی درکاهش آلودگی‌ها خواهد داشت. پیوند عمیق میان سیستم اجرایی و بانوان راه را برای اجرای سیاست‌های محیط زیست باز می‌کند.

امانی در مورد اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست در رابطه با زنان گفت: الویت ما در دفتر آموزش در ارتباط با خانم‌هاست. و استفاده از بانوان سرلوحه برنامه اخلاق محیط زیستی قرار دارد همچنین حمایت از سازمانهای مردم نهاد که زنان در آن نقشهای فعالی دارند برای ما در الویت قرار دارد.

وی با اشاره به روز جهانی زن ادامه داد: زنان به عنوان نیم پیکره موثر جهان که نیم دیگر را نیز تربیت می‌کنند نقش به سزایی در جامعه ایفا می‌کنند. به هر حال برخی رفتار‌ها و مسائل فر هنگی تنها نقش زنان در خانواده را پررنگ کرده است در حالی که در هزاره سوم دیگر بحث خانه نشینی زنان مطرح نیست و شاهد هستیم افرادی مانند مرکل؛ صدر اعظم آلمان اتحادیه اروپا را رهبری می‌کنند.

مشاور امور بانوان سازمان حفاظت محیط زیست گفت: در سرزمین ما نیز زنان ساعی و کوشا کم نیستند و نگاه به زنان به عنوان شهروند درجه دوم دیگر پذیرفته نیست و سالهاست که زنان برای این تغییر نگرش تلاش می‌کنند.

وی افزود: در کشور ما به دلیل نبودن مدیریت صحیح و برنامه‌های مدون هرجا که با گره کوری مواجه می‌شوند آن را به گردن زنان می‌اندازند. وضعیت نا‌مطلوب اشتغال را به زنان نسبت می‌دهند و فکر می‌کنند که اگر زنان تنها به خانه داری بپردازند مشکل اشتغال در کشور حل می‌شود یا بیان می‌کنند که اگر زنان رانندگی نکنند معض ترافیک حل می‌شود در حالی هیچ کدام از این مسائل با حذف زنان حل نمی‌شود.

این نماینده اسبق مجلس ادامه داد: در دو دهه اخیر نامهربانی‌ها نتواسته زنان را از طی کردن مدارج عالی تحصیلی و مهارت‌های مهم زندگی و حضور در اجتماع باز دارد. بنابر این دولت ملزم به احقاق حقوق شهروندی زنان است.

جنگل های شمال به محل دفن زباله تبدیل شده اند


مسئول دبیرخانه طرح مسیر سبز - ساحل پاک گفت : 64 درصد زباله ها در جنگل های 3 استان شمالی کشور شامل گیلان ، مازندران و گلستان ، 26 درصد در رودخانه ها و 10 درصد در مراتع دفن می شود.

  محمد درویش روز سه شنبه در همایش چگونگی اجرای تفاهم نامه مسیر سبز - ساحل پاک در سازمان حفاظت محیط زیست اظهار داشت: انباشت زباله به مرور موجب ازبین رفتن طبیعت و گونه های موجود در آن می شود.

وی افزود: تا چند سال گذشته عمق متوسط تالاب انزلی 14 متر بود اما اکنون عمق بخشی از آن کمتر از نیم متر است .این تالاب علاوه بر این که از رسوب پرشده است باید گفت انبوهی از زباله و پسماندها در آن قرار دارند.

درویش ادامه داد: روزانه 6 هزار تن زباله در 3 استان شمالی کشور تولید می شود که در روزهای تعطیل به 3 برابر افزایش می یابد در حالی که هر 1000 تن زباله قادر به تولید 36 مگاوات برق است

ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۱۰, یکشنبه

«صدای بی صدایان» در دفاع از زندانیان و محکومان به اعدام غیرسیاسی



هدف ما دفاع از هر کسی است که به اتهامات یا به دلایل غیرسیاسی در زندان به سر می برد و یا حکم اعدام برایش صادر شده است. به باور ما، دستگاه قضایی رژیم جمهوری اسلامی، ناعادلانه و غیرانسانی است؛ چرا که قوانین جزایی آن که بر اساس شریعت اسلامی است، به علاوه دیگر سیاستها و قوانین ناعادلانه رژیم، عامل اصلی ناهنجاری های اجتماعی در ایران است
.
ما مخالف اعدام و مخالف زندان هستیم و آن را غیرانسانی می دانیم و از همه زندانیان با هر جرمی دفاع می کنیم و معتقدیم که با زندانیان غیرسیاسی همانند زندانیان سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی رفتار ضدانسانی صورت می گیرد. احساسات و سرنوشت خانواده های این زندانیان نیز برای ما مهم است؛ چرا که خانواده زندانیان سیاسی عموما از خانواده زندانیان اجتماعی در وضعیت بهتری در نزد افکار عمومی قرار دارند، و خانواده های زندانیان اجتماعی بی پناه تر هستند و درد فقدان عزیزان خود را باید به تنهایی به دوش بکشند.
از دید ما، بسیاری از کسانی که در زندان به سر می برند و حقوق انسانی شان پایمال می شود، عمدتا از طبقه محروم جامعه هستند، و بنابراین، خود و خانواده های شان نیاز به کمک و حمایت دارند. به باور ما، زندان طرد کسانی است از افراد جامعه که دچار مشکل شده اند. وقتی کسی در زندان به همراه کودکش به سر می برد، به او تجاوز می شود یا با او برخورد غیرانسانی می شود، دیگر فرقی نمی کند که زندانی سیاسی باشد یا غیرسیاسی. وقتی کسی را در زندان شکنجه می کنند، برای ما فرقی نمی کند که جرمش چیست .
ما تلاش می کنیم که با کمک مردم، اسامی اعدام شدگان و محکومان به اعدام و زندانیان اجتماعی را جمع آوری کنیم و رفتاری که با آنها شده است را منعکس کنیم و منبعی باشیم مانند یک بانک اطلاعاتی حقوق بشری که ظلم هایی که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نسبت به آنها روا داشته است را افشا کنیم. حمایت از زندانیان گمنام، محروم و بی پناه از جمله وظایف ماست؛ و امیدواریم به مرور بتوانیم پای درد دل آنها و خانواده شان نیز بنشینیم.
لطفا مطالب خود را از طریق پیام خصوصی در فیسبوک به شکل ناشناس و با اسم مستعار برای ما بفرستید تا منتشر کنیم. می خواهیم بدانیم و به دنیا نشان دهیم که چه برخوردهای غیرانسانی ای با زندانیان اجتماعی در ایران می شود و چه مشکلاتی برای خانواده های آنها به وجود آمده است. امیدواریم با کمک مددکاران اجتماعی و وکلا و خانواده ها و مردم بتوانیم صدای بی صدایان زندانی باشیم. به یاد داشته باشیم که زندان فرار از حل معضلات اجتماعی است و حکم قرنطینه کردن کسانی را دارد که به آن دچار شده اند. پس زندان و اعدام، راه مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی نیست.

«صدای بی صدایان»
دوشنبه، ۴ آذر ۱۳۹۲

صفحه فیسبوک «صدای بی صدایان» " در دفاع از محکومان به اعدام و زندانیان غیر سیاسی و خانواده های آنان"
 

https://www.facebook.com/sedaye.bisedayan
 

امید جان يادته ؟ خاطرات خواهر یک اعدامی





امید جان يادته؟
بخشي از خاطرات من از اميد
خاطراتم از اونجا شروع شد كه:
يادمه من و بابا و مامان خونه بوديم.بچه ها رفته بودند مدرسه. هرچند كه دي ماه بود ولي آفتاب تندي فضاي خونه رو گرفته بود.مامان درد داشت و جيغ ميكشيد بابا دست و پاشو گم كرده بود به سرعت از پله ها رفت پايين و چندتا از همسايه هارو خبر كرد بعد قابله (ماما)اومد. منم پهلوي مامان نشسته بودمو گريه ميكردم.حتي لباسهاش و رنگشونو يادمه.دور و بر مامان شلوغ شد يه لگن مسي آوردند منو بابارو بيرون كردند.نميخواستم برم ولي گفتند خوبيت نداره تو اينجا باشي.آخه من هنوز چهار سالم بود و تا اون لحظه زايمانو از نزديك نديده بودم. همراه بابا به اتاق مجاور رفتيم.بابا خيلي عصبي بود و دستشو از پشت قلاب كرده بود و طول اتاقو ميرفت و ميومد منم اداي بابامو در مياوردم گاهگاهي زير چشمي بهش نيگاه ميكردم تا حركت جديدي نكنه و من ازش غافل بشم.در همين حين صداي گريه نوزاد شنيديم.بابا به سرعت دويد به طرف اتاق بغلي و منم دنبالش.ولي بازم راهش ندادن و گفتند الآن زوده اما مژده بديد بچتون پسره و حال جفتشون خوبه خنده از لباش شكفت ديگه اون حالت عصبي رو نداشت.عضو جديدي وارد خونمون شده بود.اسمشو گذاشتند اميد .اميد شد ته تغاري خونه و عزيزدردونه مامان و بابا.بعد از مدتي بابارو منتقل كردند تهران اميد يواش يواش بزرگ ميشد به حرف افتاده بود اونقدر شيرين زبوني ميكرد كه همسايه ها همش ازش حرف ميكشيدن ميگفتند بگو سيب زميني واونم ميگفت ديب دميني.عاشق ديب دميني گفتنش بودم. توي اون سالها اميد از ناحيه پا دچار مشكل شد با تزريق آمپول اشتباهي يه پرستار تو رگش فلج شد .واكسن فلج هم هنوز نيومده بود.هر روز كار مامان شده بود اميد رو ميذاشت رو كولش و اگه بچه ها مدرسه نبودن با يكي از اونها در غير اينصورت تنهايي ميبردش بيمارستان برق بذاره.بميرم براش مامانمو ميگم كف پاهاش تاول ميزد و كمر درد ميگرفت.بابا هم همش پادگان بود همه اينا به اميد بهبودي اميد بود كه راضي بود هر سختي رو به جون بخره.پاهاش خوب شد ولي اي كاش هيچوقت خوب نمشد روي ويلچير ميشست و جلوي چشم همه ما بود.بخدا خودم كنيزيشو ميكردم و خبر اعدامشو نميشنيدم.اما با تقدير الهي نميشه جنگيد و كاش آورد.مامان هر ماه براش روضه گذاشته بود. بعد از اون مامان دو يا سه بار سقط جنين كرد مثل اينكه اميد نميخواست كس ديگه اي جاشو بگيره هميشه دوست داشت عزيز دردونه و ته تغاري باشه.

******راستي اميد يادته ظهرها خودمونو بخواب ميزديم تا مامان خوابش ميبرد ميومديم كوچه تو خاكها تيله بازي ميكردي.ازت خواستم يادم بدي گفتي مگه تو پسري؟چه تيله هاي قشنگي داشتي بهت گفتم به منم ميدي بعد چنتا از اون معموليهاش دادي يه دونش خيلي قشنگ بود ازت خواستم بهم دادي و با وجود اينكه دوسش داشتي گفتي مال تو .قربون اون مرامتو فداكاري برم.رو آسفالت سر كوچه شكل دوز رو ميكشيدي شيش تا سنگ مياوردي سه تا مال من سه تا مال خودت دوز رو يادم دادي.
عيدا رو يادته لباسامونو ميپوشيديم.سال كه تحويل ميشد اولين جاييكه ميرفتيم خونه دايي بود بعد جاهاي ديگه. عيدي هامونو جمع ميكرديم و به هم پز ميداديم كه مال كي بيشتره.خوب معلومه مال تو بيشتر ميشد چون كوچيكتر بودي بعضيها فقط به تو عيدي ميدادند.اصل‍ا" هفت سنگ و قايم باشك يادته.
بزرگتر شدي تو دوچرخه سواري كورس ميذاشتي بعد بيراهه ميرفتي و جر ميزدي.چه خاطراتي داشتيم.مهدی ميگفت عكسهاي گوگوش منو كش ميرفتيد و به خودم ميفروختيد.
يادته يه روز ظهر بابا براي استراحت اومد خونه تا خوابش برد سوييچ ماشينو برداشتي گفتي بريم رانندگي گفتم اگه بابا بفهمه چي؟گفتي زود مياييم اون موقع براي اولين بار پشت فرمون نشستم. خاطرات از برف بازي و چهارشنبه سوري و تكيه آقا منصور, اجاره فيلمهاي هندي و گرفتن ويديو بخصوص شب جمعه ها كه همه دور هم جمع ميشدند نميخواستي به كسي بد بگذره تمام شعرهاي هندي رو بلد بودي و ميخوندي.
من ازدواج كردم و نزديك شما بودم تا محمود رو ميديدي ميگفتي صفا-عشق-چمنتم(چاكرتم-مخلصتم-نوكرتم).چه شبهايي كه براي اينه من از خواب بيدار نشم شیدا رو وقتي گريه ميكرد ميبردين بيرون آخه محمود دانشجو بود و بابلسر بود.آآآآآآآآآآآآآخ فداي دل, دل پررحمت بشم.
شما كوچ كرديد به شهرستان فاصلمون زياد شد.عاشق شدي و ازدواج كردي صاحب دو دختر دوقلو شده بودي.ديگه كمتر ميديدمت.
هميشه ميگفتم اميد موهاتو سر بالا بزن بهت مياد ولي گوش نميكردي.تا........اينكه اومدي ديدنم. همهمون سياه پوش تو بوديم ,خوشتيپ تر از هميشه ,لاغرتر شده بوديو موهاتم سر بالا داده بودي , موهاتم سر بالا زده بودي, نميدونم به خاطر دل من بود يا نه؟ با كلي سي دي فيلم .بغلم كردي و گفتي دلم برات تنگ شده ,گفتم منم همينطور .گفتم بيا تو, گفتي خونه منتظرن.منظورت خونه ابديت بود.
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ کاش كه هيچوقت از اون خواب بيدار نميشدم . پهلوت بودم تا دلتنگ هم نشيم . بازم بهم تيله ميدادي و بهم ميگفتي ديب دميني و كاش هاي ديگه.
وقت اذانه ميخوام نماز بخونم حتما برات نماز ميخونم. اميدوارم كه هميشه روحت در آرامش باشه.
اميدّ جان يااااااااااااااااااااااااااااااادته؟ خواهر داغديدت: فروزان

 از خدا ميپرسم كه اين چه حكم و عدالتيه تو اين حكومت انجام ميدن آخه اين انصافه كه كسي رو به جرم داشتن 27 گرم شيشه و براي اولين بار مزه تلخ زندان كشيدن اعدام كنند؟توي بي بي سي داشت از مالزي ميگفت و اينكه تو ايران با داشتن 50 گرم شيشه اعدام ميكنند پس اينا حكم هاي خودشونم قبول ندارن و از هركي خوششون نياد حكم اعدام صادر ميكنند.البته من كار فروشندگان و توزيع كنندگانشو قبول ندارم مشكل من اجراي حكم تو اين حكومته.


پاینوشت : این خاطرات مربوط به یکی از اعدام های اخیر می باشد که نام ایشان هرگز از طرف منابع رسمی حاکمیت منتشر نشد و سندی است مبنی بر اینکه عده زیادی از اعدامی ها حتی نامشان از طرف دولت ایران هرگز منتشر نمی شود.
ضمنا اسامی مستعار می باشند.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

صحبت از پژمردن یک برگ نیست ----- وای جنگل را بیابان می کنند!!!


بار دیگر منابع طبیعی این مرز بوم مورد تاراج مسؤلین قرار گرفت،بعد از جنگل تراشی جنگل های مازندران این بار،نوبت جنگل تراشی جنگل های شمال ایران (تالش) با نام نمونه برداری و با مجوز منابع طبیعی و سازمان جنگل ها از جنگل های شهرستان ماسال شد.سال ها پیش با فعالیت و مبارزه جوانان این شهر با شرکت های دولتی مانند شفارود ،این جنگل ها از سوی دولت "صیانت شده" نامیده شدند.                                                                                                      در روزهای ابتدایی شهریور گزارشاتی مبنی بر صدور مجوز قطع 35 اصله درخت برای نمونه گیری به دوستان فعال سبز رسید اما بیش از 100 درخت توسط پیمانکار سازمان جنگل ها قطع شده بودند که پس از پیگیری روشن شد که 150 تا 200 اصله درختان جوان و باستانی تحت عنوان مجوز سازمان جنگلها، قطع شده اند .
با توجه به اینکه این گونه درختان به سختی تجدید پذیر می باشند باید از ریس این سازمان پرسید نمونه برداری به چه منظور بوده است ؟و چرا از یک گونه درخت در یک محدوده بیش از یک اصله نمونه برداری شده است؟ شاید ایشان هم از ترس کتک خوردن از نماینده منطقه کمک به اشتغال زایی و درآمد زایی کرده اند.قابل ذکر است احتمال ادامه این روند همچنان باقیست و اگر مبارزه و یا تلاشی نشود با عناوین و مجوز های گوناگون هر روز شاهد نابودی قسمتی از جنگل های کشور خواهیم بود .از تمام کسانی که این خبر را می خوانند درخواست می شود با سکوت خود به نابودی این گنجینه ی ارزشمند کمک نکنند.
 
 هشداری برای جنگلتراشان 
روز سه شنبه 92/06/12 مردم و گروههای زیست محیطی ماسال جلوی کامیونهای حمل چوب را گرفتند، ممانعت از حمل چوب جنگلی در تاسکوه باز توسط شیرمرد دوستدار جنگل بهروز یعقوبی به همراهی بومیان و تعدادی از اعضای گروه سبز انجام گرفت. این کامیونها به کلانتری ماسال هدایت شدند. در حرکتی خودجوش جمعیت در مقابل کلانتری ماسال تجمع کردند. نمایندگانی از جمعیت با کلانتری صحبت کردند و...با توجه به مجوز پیمانکار و نیز دستور دادستانی و فرماندهی انتظامی و نیز موافقت مشروط تجمع کنندگان ،کامیونها تحویل پیمانکار شد.





ه‍.ش. ۱۳۹۲ مرداد ۱, سه‌شنبه

اعتراض به قطع درختان خیابان ولیعصر تهران‎ روز چهارشنبه ۲ مرداد ۹۲ ، از ساعت ۱۰ تا ۱۲ ، مقابل ساختمان شهرداری



میدان امام خمینی، خیابان خیام، خیابان بهشت، ساختمان مرکزی شهرداری تهران. (جنب پارک شهر)

دوستان، روز چهارشنبه ۲ مرداد ۹۲ ، از ساعت ۱۰ تا ۱۲ ، مقابل ساختمان شهرداری تهران (میدان امام خمینی، جنب پارک شهر) تجمع آرامی خواهیم داشت که در آن شعاری سر داده نمیشود . این یک حرکت سیاسی نیست ، یک مطالبه ی اجتماعی است . ما اهمیت محیط زیست و به خصوص درختان شهرمان را به شهرداری یادآوری میکنیم .

پس با حضورمان، حمایت خود از محیط زیست را نشان میدهیم.
  منبع خبر فیسبوک


  
                                                                                                                                








کشتار ٨٠ نهنگ ملوان (pilot whale) توسط مردم بومی جزیره فارو کشور دانمارک




روز یکشنبه ٣٠ تیر ماه ؛
کشتار سالیانه نهنگ ها منحصر به کشور ژاپن نیست در برخی جوامع به ظاهر متمدن غربی (عمدتا در کشورهای اسکاندیناوی) هم این کشتار به بهانه تهیه غذا هرسال در تابستان یعنی در درست در زمان زایمان و شیردهی این حیوانات انجام میشود.
........
"اما با ٢ تفاوت بسیار ویژه با اتفاق مشابه در ژاپن":

تفاوت١- رکورد حداکثر تعداد پستانداران دریائی کشتار شده در هر سال که در همین جزیره بوده است ٩٥٠ فرد (نر- ماده - نابالغ) از ٢ گونه پستاندار دریائی گزارش شده است که این تعداد به دلیل کاهش چشمگیر جمعیت این حیوانات هر سال کمتر از سال قبل نیز بوده است اما در کشور ژاپن به تنهائی، رکورد تعداد کشتار این حیوانات به ٢٣ هزار فرد از ١٣ گونه از انواع نهنگ و دلفین در ٦ ماه از سال هم رسیده است که این بیشتر شبیه به نسل کشی سالیانه پستانداران دریائی کل آب های کره زمین که در مسیر مهاجرت سالیانه خود به شکل گروهی قتل عام میشوند میباشد.
........
تفاوت ٢- نسل کشی سالیانه هزاران دلفین و نهنگ در کشور ژاپن فقط و فقط به دلیل سود میلیاردی حاصل از فروش دلفین های انتخاب شده از میان گروههای صید شده به پارک های دلفین در سراسر جهان ادامه دارد و توسط دولت ژاپن به شدت حمایت میشود. مابقی دلفین ها که به گوشت تبدیل میشوند اغلب به عنوان گوشت ماهی تن یا سایر ماهی ها به فروش میرسند و حتی بسیاری از مردم ژاپن تا قبل از اطلاع رسانی ها از وجود این صنعت ویرانگر در جنوب کشورشان بیخبر بوده اند.
البته در پس این صنعت غیر انسانی بهانه های واهی نیز از طرف سازمان ماهیگیری ژاپن برای توجیه کشتار دلفین ها، مانند کم شدن ماهی ها به علت مصرف دلفین ها از آنها بار ها مطرح شده است.
........
کمتر از ٤٠ روز تا شروع فصل شکار دلفین ها در ژاپن باقی مانده است...
- اما کاری از ما در این سوی کره زمین برای کند کردن این رویه نابودگر ساخته است؛
فرهنگ سازی و اطلاع رسانی برای اطرافیانمان برای تحریم پارک های دلفین و دلفیناریوم ها در هر کجا و هر کشوری میباشد.
چرا که <<دلیل اصلی>> گرفته شدن جان این تعداد باورنکردنی از این حیوانات شگفت انگیز در هر سال، بیزینس کثیف و پر سود این قبیل پارک ها میباشد.


منبع خبر فیسبوک

قطع شبانه درختان خیابان ولیعصر ؛ چرا ؟


قطع شبانه درختان خیابان ولیعصر ؛ چرا ؟


سلامت نیوز : "6 اصله درخت حوالی میدان ونک در خیابان ولیعصر به بهانه آفت‌زدگی قطع شدند، این درحالی است که این درخت‌ها نه‌تنها در فهرست میراث ملی ثبت شده بلکه قرار است پرونده ثبت جهانی آن نیز به یونسکو ارسال شود، بنابراین باید برای قطع درختان از سازمان میراث فرهنگی استعلام گرفته می‌شد. سید محمد بهشتی، رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی در این رابطه به آرمان می‌گوید: قطع درختان با اینکه بی‌خبر از سازمان میراث فرهنگی انجام شده است، اما جزو تخلفات سازمان محسوب می‌شود زیرا سازمان میراث فرهنگی وظیفه دارد نسبت به آثار ثبت‌شده که تحت مسئولیتش هستند وظیفه‌شناس باشد.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از آرمان ؛ خیابان ولیعصر تهران، هفتم دی‌ماه سال 90 به ثبت ملی رسید و سازمان‌هایی از جمله شهرداری موظف به دریافت استعلام از سازمان میراث فرهنگی برای انجام هر طرحی در این خیابان شدند.هومان خاکپور فعال محیط زیست، قطع درختان به‌دلیل آفت‌زدگی را عذر بدتر از گناه می‌داند و به آرمان می‌گوید: درخت چنار یکی از دیرزیست‌ترین درختان است و عمرشان به بالای هزار سال می‌رسد.
با توجه به این موضوع احتمال اینکه درخت چنار با عمر 100-50 سال دچار خشکیدگی و پوسیدگی بشود بسیار کم است تا جایی که حتی بخواهند این درخت‌ها را قطع کنند! از سویی دیگر این فعال محیط زیست تاکید کرد: اعلام این موضوع که قطع درختان به‌دلیل آفت‌زدگی است، عذر بدتر از گناه است. مسئولان فضای سبز تهران و شهرداری چطور نسبت به درختان این منطقه که جزو ثبت ملی هستند، آنقدر بی‌تفاوت بوده‌اند که این درختان دچار بیماری بشوند تا جایی که به‌دلیل خطر فرو افتادن مجبور به قطع آنها بشوند.
سایه درختان چناری که دیگر نیست
در حاشیه خیابان ولیعصر و روبه‌روی بیمارستان دی که قدم می‌زنید آثار باقیمانده از درختان چنار قطع شده سن بالا را می‌بینید. درختانی که رعایت کهولت سن‌شان را نکرده‌اند و به تیغ تیز تبر سپردندشان. از مامور راهنمایی و رانندگی که در آن حوالی ایستاده است می‌پرسم: خبر دارید درختان این خیابان قطع شده‌اند؟ سری به نشانه عدم اطمینان از علت قطع درختان تکان می‌دهد و می‌گوید: من دلیلش را نمی‌دانم اما چند درخت اینجا بود که ظهرها برای فرار از گرما زیر سایه‌اش می‌ایستادم! و حالا درخت رفته و سایه‌ای هم از آن باقی نمانده است.
عابری که در همین منطقه زندگی می‌کند می‌گوید: مرگ این درختان چند صدساله مثل مرگ هزاران نهال است. از سویی دیگر حسن پیراسته، عضو کمیته محیط‌ زیست شورای شهر تهران درباره علت قطع درختان پیش از این گفته بود که قطع درختان ولیعصر به همین راحتی نیست و باید گزارش ارائه‌شده از سوی سازمان پارک‌ها به کمیته پژوهشی که شامل استادان دانشگاهی و... می‌شود برود و در آنجا مورد تائید قرار بگیرد.
تهران برای تهرانیان به پهنای خیابان ولیعصر است که از راه‌آهن تا تجریش کشیده شده است؛ خیابانی که دوسویش را درختان انبوه چنار چنان پوشانده‌اند که دیگر سن و سالشان مشخص نیست، تنها قدمت‌شان معلوم است که شاهد خاطرات زیادی بوده‌اند. مسئولان میراث فرهنگی، شهرداری و محیط زیست باید دست درختان را بگیرند تا تیغ تبر، آخرین علاج برای درد فرو افتادنشان نباشد.
درخت‌ها را مزاحم می‌دانند
ولیعصر بلندترین خیابان تهران و خاورمیانه است، که همه شهروندان تهرانی در هر سنی خاطرات خوشی از قدم زدن در این خیابان و زیر سایه درختانش دارند. اما اکنون حال درختان خیابان ولیعصر بد است و در روزهای گذشته برای حفاظت از جان عابران تعدادی از این درختان شبانه قطع شده‌اند. مسئولان شهری تعداد درختان قطع شده را شش درخت می‌دانند، اما منابع غیررسمی خبر قطع 20 درخت را هم داده‌اند.
هومان خاکپور فعال محیط زیست می‌گوید:اگر بیماری این درختان در حد طغیان بوده است چرا مسئولان پیشگیری نکرده‌اند؟! متاسفانه در اکثر مناطق کشور درختان را مزاحم می‌دانند. در مدرسه‌ای قدیمی در شهرستان بروجن ۵۰ درخت ۵ تا ۲۰ ساله که همگی با دستان دانش‌آموزان و مربیان این مدرسه کاشته شده بودند به بهانه بهتر دیده شدن شعارهای روی دیوار قطع شدند و در واقع فضای سبز مدرسه را تخریب کردند. این کارشناس محیط زیست تاکید کرد: اشکالی که در کمیسیون ماده 7 شهرداری وجود دارد این است که مجوز قطع و مدیریت فضای سبز در کمیسیون‌های شهرداری گرفته می‌شود و کسی از سازمان محیط زیست و منابع طبیعی در این کمیسیون حضور ندارد تا از ضررهای قطع درختان که به محیط زیست آسیب می‌زند دفاع کند.
از سویی دیگر، مدیرعامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر تهران با بیان اینکه قطع درختان به‌دلیل جلوگیری از بروز خسارت، مستلزم کاشت نهال در محدوده قطع درخت است، به قانون آنلاین می‌گوید: از ابتدای امسال بیش از 1000 اصله نهال در محدوده‌ای که درختان کهنسال خیابان ولیعصر قطع شده؛ غرس شده است. اما هومان خاکپور فعال محیط زیست معتقد است: احتمال اینکه نهال‌های کاشته‌شده بتوانند مانند درخت‌های چنار قدیمی رشد کنند بسیار کم است زیرا شرایط آب و هوایی و خاک خیابان ولیعصر بسیار تغییر کرده است.در حال حاضر به‌دلیل آلودگی هوا و فاضلاب که در پای درختان جاری است احتمال رشد درختان مثل 100 سال گذشته وجود ندارد.
بدون استعلام میراث فرهنگی سرمایه ملی قطع شد
در پروسه ملی شدن خیابان ولیعصر تهران، سازمان‌هایی از جمله شهرداری موظف به دریافت استعلام از سازمان میراث فرهنگی برای انجام هر طرحی در این خیابان شدند.اما مسعود نصرتی، مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران با اظهار بی‌اطلاعی از قطع درختان خیابان ولیعصر به مهر گفت: در جریان موضوع نیستم و برای این کار استعلامی نیز از سازمان میراث فرهنگی گرفته نشده است.
خیابان ولیعصر علاوه بر خانه‌های تاریخی با درختانش به ثبت رسیده است و یکی از دلایل ثبت آن، وجود درختان قدیمی چنار آن بود به‌عنوان مثال اگر باغ تاریخی را ثبت ملی می‌کنیم به‌طور حتم با همه درختانش ثبت می‌شود. رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی معتقد است مسئولان شهرداری باید یاد بگیرند در مورد خیابانی که ثبت ملی شده است آدابی را انجام دهند که در تعامل با سازمان میراث فرهنگی باشد نه اینکه به تنهایی در شهرداری راجع به قطع درختانی که جزو آثار ملی هستند، تصمیم بگیرند.
محمد بهشتی تاکید کرد: سازمان میراث فرهنگی، نه‌تنها درمورد درختان خیابان ولیعصر بلکه درمورد تمام فعل و انفعالاتی که حوالی این خیابان رخ می‌دهد، مسئول است. این سازمان باید درمورد آثار ملی فعال‌تر رفتار کند و با نشستی که با مسئولان شهرداری می‌گذارد از حفظ این آثار دفاع کند تا درختان به بهانه آفت‌زدگی قطع نشوند."

معاون فرماندار زنجان : در سال گذشته ‌۲۴۰۰ سگ ولگرد در اين شهرستان معدوم شده اند.


معاون فرماندار زنجان می گويد: ۲۴۰۰ سگ ولگرد در اين شهرستان معدوم شده اند. 


"به گزارش خبرگزاری ايسنا،‌ محمدرضا براتی اشاره کرد که از اين تعداد، ۲۳۰۰ سگ در محدوده شهر زنجان و ۱۰۰ سگ نيز در روستاهای اين شهرستان شناسايی و معدوم شدند.
 
او همچنين گفت که از سال پيش، کارگروه منظمی برای پيگيری و معدوم کردن سگ‎های ولگرد در زنجان تشکيل شده است و افزود که برای معدوم کردن هر سگ ولگرد که به صورت قانونی و با رعايت مراقبت‌های بهداشتی انجام شود، ۲۸ هزار تومان هزينه پرداخت می‌شود.
 
بر اساس اين گزارش، ‌ارتش گلوله های مورد نياز برای معدوم کردن سگ‌های ولگرد را تامين می کند."